سخنرانی دکتر رسول خضری در جلسه سوال از آموزش و پرورش

             جلسه چهل و هفتم                                                تاریخ:1391/9/19

عزیزان؛ فاجعه ای که الان شاهد آن هستیم جزء فجایع ملی کشور ماست که قطعا اگر به موقع و به درست  و با جدیت در مورد موضوعات تصادف و کشته شدن دانش آموزان بروجن و قضایایی که در مورد دانش آموزان راهیان نور اتفاق می افتاد ورود پیدا می کردیم شاید الان شاهد این حادثه دلخراش نبودیم.


باتوجه به اینکه ده سال است که این مدرسه گازرسانی شده است. چه دلیلی دارد که در انجا متاسفانه تاکنون پکیج یا سیستم حرارت مرکزی که قطعا چیزی پذیرفیته شده و اعلام شده به آموزش و پرورش است وجود ندارد؟


ولی کمبود فضای آموزشی شهرستانهای پیرانشهر و سردشت با توجه به برگشت بودجه های مقاوم سازی از طرف سازمان نوسازی استان و عدم جذب حتی یک ریال از آن در سال 1390 جای تاسف و تالم دارد.


چرا مدرسه ای که محل آموزش است باید دارای نرده هایی باشد که از زندان بدتر باشه.


دو اولویت برای ما بسیار مهم است و جزو خواسته های اصلی آسیب دیدگان این حادثه است.اول، درمان مصدومین تا لحظه بازگشت به زندگی اشان. دوم چون اینها دختران دانش آموز ابتدایی هستند، انگار دختران خودمان هستند، فرزندان ایرانند، اینها باید بازگشت به اجتماعشان، مدنظر ما باشه.

 
 

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن ابراز تالم و تاثر و تاسف عمیق خودم و همکاران عزیزی که با تلفن و با حضورشان، باعث تسلی خاطر خانواده های داغدیده از این حادثه ی دلخراش شدند. بدین وسیله مراتب تاسف و تاثر عمیق خودم را به مردم فرهیخته ایران و مردم نجیب و شریف پیرانشهر و سردشت و اولیاء محترم این عزیزان ابراز می دارم.

عزیزان؛ فاجعه ای که الان شاهد آن هستیم جزء فجایع ملی کشور ماست که قطعا اگر به موقع و به درست  و با جدیت در مورد موضوعات تصادف و کشته شدن دانش آموزان بروجن و قضایایی که در مورد دانش آموزان راهیان نور اتفاق می افتاد ورود پیدا می کردیم شاید الان شاهد این حادثه دلخراش نبودیم.

عزیزان؛ دانش آموزان چهارم ابتدایی عین فرشته های معصوم در کلاسی بودند که سی و شش نفر دانش آموز دارد. حالا با توجه به نرم کشوری که مدارس ابتدایی باید نهایتا بیست و پنج یا شش نفر باشه، اینها در یک مدرسه ای بوده اند که سی و شش نفر بوده اند. البته من فرمایش آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس را اصلاح می کنم. شین آباد روستا نیست و جزء شهر محسوب می شود. شین آباد یک سال است که به شهر الحاق شده و جالب است که بدانید مدرسه ای که پانصد متر حاشیه تر و دورتر از مرکز شهر است در مقایسه با این مدرسه دارای شوفاژ است ولی این مدرسه متاسفانه و در کمال تاثر و تاسف بخاری نفتی دارد که نه مقرون به صرفه است و نه طبق سند ملی ساختمان و نظام مهندسی استفاده از بخاری گازی و نفتی در اماکن عمومی همچون مدارس به شدت ممنوع شده است.

باتوجه به اینکه ده سال است که این مدرسه گازرسانی شده است. چه دلیلی دارد که در انجا متاسفانه تاکنون پکیج یا سیستم حرارت مرکزی که قطعا چیزی پذیرفیته شده و اعلام شده به آموزش و پرورش است وجود ندارد؟ چرا اونجا دارای این حرارت مرکزی یا پکیج نبوده؟ مطمئننا اگر این قسمت قضیه را در هفت/هشت سال پیش یعنی موقع ساخت این مدرسه جدی می گرفتند، ما قطعا این حادثه را نداشتیم.

حالا ما پیرانشهر نوعی را می خواهیم بگوییم ولی قطعا این دختران فرزندان ایرانند. سرمایه های این کشورند. ما در رابطه با فضای آموزشی در کل کشور مشکل داریم ولی کمبود فضای آموزشی شهرستانهای پیرانشهر و سردشت با توجه به برگشت بودجه های مقاوم سازی از طرف سازمان نوسازی استان و عدم جذب حتی یک ریال از آن در سال 1390 جای تاسف و تالم دارد. من به عنوان رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز پیرانشهر که شش سال است که این سمت را بر عهده دارم، خودم قبل از اینکه نماینده شوم و به عنوان کاندید فقط بودم یک جلسه ای را جهت جشنواره خیرین مدرسه ساز تشکیل دادم از مدیر کل نوسازی استان که دعوت کردیم، ایشان به صراحت اعلام فرمودند که دو میلیارد را ما  بدون حتی جذب یک ریال از آن در این دو شهرستان محروم، به استان یا خزانه بازگشت دادیم.

 بحث دوم این است که چرا مدرسه ای که محل آموزش است باید دارای نرده هایی باشد که از زندان بدتر باشه. ما انتظار داریم حداقل در مواقع سوانح و چنین وقایعی که اتفاق می افتند، حداقل این فضا را داشته باشند که شاید دانش آموزان با شکستن شیشه جان خودشان را حفظ کردند.

 جالب تر از آن این است که مگر ما به معلمین و خدمه آموزش و پرورش، آموزش و راهکارهای مقابله با سوانح و حوادث را به صورت علمی و عملی آموزش نمی دهیم؟ اگرآموزش نمی دهیم پس چرا این همه آمار و ارقام می دیم؟ اگر صرفا رو کاغذ است که من حرفی ندارم ولی اگر عملا معلم مربوطه همان اول شروع حادثه به جای اقدام به انتقال بخاری، دانش آموزان را به بیرون هدایت می کرد، شاید ما الان این حادثه دلخراش را نداشتیم.

عزیزان؛آنچه که برای من جای سوال است این است که کپسول آتش نشانی هم استفاده شده ولی هیچ تاثیری نداشته است. این هم برای من جالبه. بحث های عمده دیگری هست. حالا حوادث را ما می گوییم بلای طبیعی . همین حادثه ای که پیش آمده جزء بلای طبیعی و دست بشر نیست ولی این حادثه از آن دست حوادثی است که خطای بشری مستقیما در آن تاثیرگذار است و جدا باید مسئولین و در راس آن جناب آقای وزیر و رئیس محترم نوسازی مدارس، مستقیما به صورت صریح و شفاف به ملت ایران و مردم فرهیخته پیرانشهر و سردشت پاسخگو باشند. دو اولویت برای ما بسیار مهم است و جزو خواسته های اصلی آسیب دیدگان این حادثه است.اول، درمان مصدومین تا لحظه بازگشت به زندگی اشان. دوم چون اینها دختران دانش آموز ابتدایی هستند، انگار دختران خودمان هستند، فرزندان ایرانند، اینها باید بازگشت به اجتماعشان، مدنظر ما باشه.

اینها دختر هستند از لحاظ زیبایی دستهایشان سوخته، صورتشان سوخته و عموما سوختگی در سر و صورت است. اینها نیازمند جراحی های متعدد هستند. من که پژشک هستم به کرات می بینم که یک جراحی سوختگی که شاید اثر دوره کودکی است در دوره نوجوانی و شاید بعد از ازدواج هم جراحی می خواد که مستلزم هزینه های زیادی است. این هزینه ها را باید دولت و هیئت وزیران تصویب کند. و بابت این قضیه ای که اتفاق افتاده، علاوه بر عذرخواهی از ملت شریف ایران و توجه به آن توصیه ای که عرض کردم مبنی بر اینکه واقعا این نوع حوادث اگر در هر جای دنیا اتفاق می افتاد، وزیر محترم استعفا می داد، باید جدی گرفته شود. مجددا همین توصیه را دارم.

 بحث بازگشت به اجتماع این ها خیلی جدی است. بحث اشتغال این عزیزان. اینها دختر هستند. بحث اقتصادشان. بحث اجتماعی اشان، بحث روحی و روانی آنها باید جدی گرفته شود. اینها تا آخر عمرشان با درد جانسوزی درگیرند که باید ما شاهد باشیم و واقعا ببینیم چه کارایی داره انجام میشه. واقعا ما باید با تمام قدرت در این مورد ظاهر بشیم. یک شعر در خاتمه این سخنانم دارم :

زین غم که دلم را کند از غصه مه آلود

تنها من و دل داند و هم خالق یکتا

با سوزش سی دختر شاگرد دبستان

گو قامت سروم شده از پشت تا کمرxا


تا کنون هیچ نظری برای این پست ثبت نشده

پاسخ خود را درج کنید