سردشت، مرز فرصت های طلایی مغفول /تنها راه نجات سردشت ایجاد مناطق آزاد و تجاری ویژه در مرز غربی است


 
 «رسول خضری» تبدیل مرز این شهرستان به مناطق آزاد تجاری و ویژه را مهمترین گام برای پایان دادن به آشپزخانههای مواد صنعتی چون شیشه میداند که امروز جوانان تمام جغرافیای ایران را نشانه رفته است، مرزی که مردمش سالهاست در انتظار بازگشایی مرز رسمی «کیله» برای مبادلات تجاری و پایانه مسافری با پاسپورت هستند.
 
 
 سردشت را مرز فرصتهای طلایی مغفول مانده باید نامید، مرزی که با یک برنامهریزی میتواند سرنوشت شهر را تغییر دهد. سرنوشت شهری که خیابانهای پر چاله آن راه را بر هر عبور راحت و هموار بسته است. سردشتی علاوه بر بازارها میتواند با کاشت توت فرنگی، رنگ دیگری به شهر بدهد اما سرمایه گذاری که باید نمیشود. همین حالاهم 67 درصد توت فرنگیهای کشور را کردستان تولید میکند. کردستان کوهستانی که صخرههای بلند آن مجال کشاورزی نمیدهد اما باغهای زیبای توت فرنگی درشت و آبدار میگوید که صخره هایش از طلاست، اما مرز، شمشیر دو دم است که اگر به فرصت تبدیل نشود ممکن است که به تهدیدی تبدیل شود که آتش آن به جان همه بیفتد. آتشی که میتواند از تولید شیشه در مرز و فروش آن به تمام کشور شعله بگیرد. رسول خضری تنها راه نجات سردشت را ایجاد مناطق آزاد و تجاری ویژه در مرز غربی کشور میداند، البته گامهای نه چندان بلندی برای آن برداشته شده اما نه آنقدر که خیال شهر را ازکابوس بیکاری برهاند!
    سردشت مرز رسمی بود نزدیک به 80 سال پیش اما روزگار بر پاشنه مراد نچرخید. احسان هوشمند- پژوهشگر- اعتقاد دارد که افتتاح بازار مرزی بانه و پیرانشهر همه چیز را به هم زد و سردشت را به حاشیه کشاند. سردشتیها و سیستان و بلوچستانیها در این نکته با هم اشتراک دارند. آنها هم اعتقاد دارند باز شدن مرز بانه با تعطیلی بازار چابهار در دولت نهم همراه شد. حالابازارهای سردشت سوت و کور و بیمسافر است، فرقی هم نمیکند چه ساعت روز را به تقاطع خیابان هیروشیما و ناکازاکی بروی. انگار هیچ چیز این بازارها مشتری را ترغیب نمیکند که سمت بازارچهها بروند. عثمان مزین -وکیل- میگوید: «سردشت چیز دندانگیری ندارد که مسافر را به سمت خود بکشاند.»
    
     کوله برهای سرگردان
     بازارهای اندک، نه بازارهایی که درخور مسافران زیاد باشد. پیرانشهر و بانه اما در این سالها رشد کردهاند. حالاآن بازارهایی که با حلبی و پارچه کهنه دایر شده بودند، پاساژهای دیدنی و تو در تویی شدهاند که بسیاری را میلیاردر کردهاند. برخی از پیرانشهریها در چین هم سرمایهگذاری کردهاند. نکتهای که از سوی «هوشمند» و «مزین» هم تایید میشود، اما در این سوی ماجرا که سردشت باشد، اتفاقی نیفتاد. بیکاری، مردم را به سمت بازارهای غیررسمی و کولهبری کشاند. کولهبری که در ادبیات رسانهها و مسئولان به قاچاق کالامعنی میشود اما خودشان آن را یک شغل پرخطر میدانند. به گفته هوشمند کسانی که از مرز کالاو جنس وارد میکنند، دارای ماشینهای ویژه کوه و کمر و اسب و قاطر هستند. مرزی که به گفته «هوشمند» در سالهای گذشته با موانعی چون «مینگذاری»، دیوارکشی و... روبهرو شد اما نتوانست راه قاچاق کالاو دارو را بگیرد. او اعتقاد دارد که توسعه نیافتن کشاورزی و کارخانجات و بیکاری فزاینده باعث شده تا مردم به هر قیمت جنس وارد کشور کنند. از سوی دیگر بازار سردشت در حالی با رکود روبهرو است که هجوم چند میلیون گردشگر به بانه و پیرانشهر نشان میدهد که در صورت بازگشایی بازارهای مرزی چه پتانسیل بالقوهای به بالفعل تبدیل میشود. او صعبالعبور بودن مسیر و همچنین نبود تبلیغات را هم بیتاثیر در متروک بودن بازارچههای مرزی سردشت نمیداند!
    بیکاری در شهر آزاردهنده است. مردمی که هنوز درد نخستین حمله شیمیایی جهان را با خود دارند و تاولهایشان همچنان کبود است. به گفته خضری، از جمعیت 130 هزار نفری سردشت چیزی حدود 8 هزار و 600 نفر به دنبال کار سرگردانند.
    هوشمند یک نکته دیگر را هم یادآوری میکند که مثل امتیازات جغرافیایی و تاریخی دیگر کشور، بیاستفاده مانده است؛ تعداد همسایههای آبی و خاکی. به گفته او ایران بعد از روسیه دومین کشور به لحاظ داشتن تعداد بالای همسایه است. همسایگانی که برای شناخت و بهرهوری از آنها باید کارشناسان زیادی تربیت کرد و به بازاریابی در آنها پرداخت، اتفاقی که تاکنون به صورت مطلوب نیفتاده است. شاید برای همین نکته است که بیش از هر چیزی ایران به مرزبندیها و دیوارکشیها روی آورده است! او یک نکته دیگر را هم درباره سردشت یادآوری میکند و آن سرمایهگذاری نکردن در حوزه طبیعت و گردشگری آن است. سرمایهگذاری که اگر دیر اتفاق بیفتد، بهانه اصلی آن یعنی جنگلهای بلوط و طبیعت آن برای همیشه از دست میرود. زمینخواری در سردشت به حدی شدت گرفته که آنطور که «رسول خضری» نماینده سردشت و پیرانشهر میگوید، تذکر او را در بهارستان به دنبال داشته است. زمینخوارانی که وحشت را به جان مردم انداختهاند تا آنجا که انجمنهای موجود در سردشت حاضر به همکاری با خبرنگاران برای تهیه گزارش از اراضی تسطیح شده نیستند. آنها حتی به خبرنگار ایران هم توصیه کردند که دوربین را پنهان کند و بدون هیچ گونه جلب توجهی به تهیه گزارش بپردازد. تهیه گزارش از زمینهایی که حالالخت و عور شدهاند و آجرهای تلمبار شده نشان میدهد که خوابی برای آنها دیدهاند. خوابی که کابوس آن به قطع درختان سردشت مدت هاست تعبیر شده است. آنطور که هوشمند هم میگوید، روی کشاورزی سردشت خیلی نمیشود حساب کرد، زمین کم دارند و منطقه بیشتر کوهستانی است. البته آنها کوهکن خوبی هستند و فرهادهای نام آوری. کوه را کندهاند و باغهای پلهای ایجاد کردهاند. هرچند در این زمینه هم هوشمند اعتقاد دارد که آن حمایتی که باید از سرمایهگذاران در زمینه باغداری و همچنین صنایع و معادن در زمینه معدنکاوی میکرد، نمیکند. او یکی از استعدادهای خوب منطقه را تولید «توت فرنگی» میداند که پیش از انقلاب وارد منطقه شده و امروز به یکی از محصولات صادراتی آنها تبدیل شده است.
    همین مساله باعث میشود تا مرز و کولهبری مفر آنها برای رهایی از فقر و نداری روزافزون باشد، فقری که چون پیچکی به جان آنها افتاده و ساقه زندگی و جوانی را در آن خشک میکند.
    
     کولهبر!
    خضری کولهبری را یکی از پیامدهای توسعه نیافتگی شهر میداند. به گفته او، کولهبرها در سردشت دو دستهاند؛ گروهی که مجوزدار هستند و گروهی که بدون مجوز در مسیر پرخطر بارهای سنگین را روی دوش خود یا اسب میگذارند و به این سوی مرز میآورند.
    خضری اعتقاد دارد که ابتدا باید وضعیت کولهبرهای مجاز را سامان داد و بعد هم با راهاندازی منطقه آزاد به قصه تلخ کولهبرهای غیرمجاز پایان داد. به گفته او، کولهبرهای مجاز بارهای بسیار سنگین را از معابر رسمی روی دوش میگیرند و به این سوی مرز میآورند. او شغل آنها را سخت و زیانآور میداند و اعتقاد دارد که فرمانداری باید برای جابهجایی وسایل و کالاحق حمل و نقل به وسیله ماشین را به آنها بدهد. او وجود 10 ماشین وانتبار را حلال مشکل میداند. آمار خضری نشان میدهد که در سردشت بین هزار تا 1500 کولهبر مجاز وجود دارد که البته هیچ گونه امنیت شغلی ندارند، نه بیمهای، نه ازکارافتادگی. کسانی که بین 30 تا 40 سال سن دارند و در معرض بیماری جسمی بسیار زیادی هستند. او زمینگیر شدن و بیکاری قطعی را از جمله تهدیدهای شایع کولهبرها میداند. کولهبرهایی که اگر یک روز بارهای سنگین را روی دوش نگذارند و از مرز رد نکنند، شب نانی ندارند که سر سفره خانواده ببرند. البته ممکن است برخی از آنها هم در گردنههای سخت زیر برف به خواب بروند و هرگز هم از خواب بیدار نشوند. در نهایت خانوادهها با پرداخت پول، جسد آنها را تحویل بگیرند. به گفته خضری، 13 تا 15 درصد از این افراد با شکستگیهای جدی روبهرو هستند. بیش از 60 درصد آنها هم با بیماریهای شغلی چون دیسک کمر، آرتروز گردن، لگن و زانو، مشکلات ریوی به خاطر وجود ریزگردها و... دست به گریبانند.
    
     مرز فرصت است نه تهدید!
    خضری بیشتر مشکلات منطقه را در نگاه امنیتی به مرزها میداند. او اعتقاد دارد که مرز غربی کشور امنیتش از پایتخت هم بیشتر است. یک دلیل به روز هم دارد. او عدم تهدید داعشی که در چند کیلومتری ایران در حال جنایت است را یکی از دلایل امن بودن مرز غربی میداند و مرزنشینانی که به گفته او از پرچمداران دفاع از کشور بودهاند. خضری اعتقاد دارد که به مرز باید به دید یک فرصت اقتصادی و فرهنگی نگاه کرد نه امنیتی. او ساخت کارخانهها و ایجاد شهرکهای مشترک مرزی و صنعتی را گام بلندی در ارتقای رفاه عمومی مردم و روی نیاوردن به تولید مواد مخدر میداند. خضری وضعیت دو کشور ترکیه و ایران در ارتباط با عراق را مقایسه میکند و میگوید: «صادرات ترکیه به عراق 30 درصد است اما از کشور ما تنها 19 درصد کالابه عراق وارد میشود.» کشور ایران در حالی مقام دوم صادرات به عراق را دارد که ایران و عراق بهترین رابطه را با هم دارند و عراق از شریکهای تجاری ایران محسوب میشود. یک نکته را هم خضری یادآوری میکند که کردها هرکجای دنیا باشند، خود را آریایی و ایرانی میدانند. او این نکته را یکی از پاشنه آشیلهایی میداند که میتواند به نفع اقتصاد منطقه برای غرب کشور منجر شود. به گفته خضری، ایران در بحث سازندگی و آبادانی عراق نقش دارد بنابراین حداقل باید 50 درصد صادرات به عراق داشته باشد. او میپرسد چرا باید تمام صادرات ما به عراق 19 درصد باشد؟ راستی چرا؟ پاسخ خضری به این سوال خیلی واضح نیست «هر وقت گامی برای تبدیل مرز به منطقه ویژه برداشته شد، موانع خاصی به وجود آمد.» با این وجود خضری ایجاد اشتغال و تجارت را مهمترین رکن برای ایجاد امنیت مرزی میداند. مرزی که دو سوی آن ایرانیها نشستهاند.
    
     منطقه آزاد
    «رسول خضری» تبدیل مرز این شهرستان به مناطق آزاد تجاری و ویژه را مهمترین گام برای پایان دادن به آشپزخانههای مواد صنعتی چون شیشه میداند که امروز جوانان تمام جغرافیای ایران را نشانه رفته است، مرزی که مردمش سالهاست در انتظار بازگشایی مرز رسمی «کیله» برای مبادلات تجاری و پایانه مسافری با پاسپورت هستند.
    خضری از جلسات پیش از ماه رمضان سال جاری با روسای مخابرات استان برای تامین زیرساختهای اصلی برای ایجاد مرز رسمی و گمرک در کیله خبر میدهد و استاندار آذربایجان غربی را نخستین استانداری میداند که برای افزایش حجم مبادلات تجاری به سلیمانیه سفر کرده است. سردشت نزدیکترین مرز را به «سلیمانیه» دارد و همین مساله میتواند دریچهای بزرگ را به روی مردم کم بضاعت، بیبضاعت و بیکار این شهر باز کند. به اعتقاد خضری، اگر این مسیر هموار شود، حجم صادرات استان که امروز بین 50 تا 100 میلیون دلار است تا 20 برابر افزایش خواهد یافت. او یک خبر دیگر هم میدهد؛ برای شروع مبادلات بین ایران و اقلیم کردستان از سمت کشور ما هیچ مشکلی وجود ندارد بلکه عراقیها باید مسیری 18 کیلومتری از سمت شهر قلعه دیزه به ایران را هموار کنند که به اعتقاد او، طرف عراقی در این مسیر کاهلی میکند. البته بلای داعشی که به جان عراقیها افتاده هم در بازگشایی نکردن مرز قلعه دیزه بیتاثیر نیست.
    او ایجاد امنیت در مرز و ایجاد منطقه آزاد تجاری را یکی از مهمترین قدمها برای رهایی سردشت از آشپزخانههایی میداند که برای تمام جوانان ایران آشی از شیشه پختهاند. خضری هم اعتقاد دارد، دود آتشی که به جان سردشت، پیرانشهر و بانه میافتد، از سرآشپزهایی است که از شهرهای بزرگ به مرز آمدند، البته یک سوی ماجرا هم به گفته او به وفور مواد پیشساخته مخدرهای صنعتی برمیگردد. یک سوی ماجرا هم به خانه باغهای اجارهای برمیگردد که هم خضری آنها را تایید میکند و هم مزین و هوشمند.
    خضری اعتقاد دارد که دستگاه قضایی و نیروی انتظامی باید شدیدترین مجازات را برای تولیدکنندگان شیشه در نظر بگیرد. تولیدکنندگانی که مرگ و آشفتگیهای روحی بیدرمان را برای مصرف کنندگان به ارمغان میآورند. شدیدترین مجازاتی که به گفته هوشمند 20 نفر از سرآشپزها و آشپزها در زندان سردشت به اعدام محکوم شدهاند. افرادی که البته همه سردشتی نیستند، از شهرهای دیگر از جمله تهران هم کسانی وجود دارند که محکوم به اعدام شدهاند. او این آمار را برای یک شهر کوچک فاجعه میداند. البته همه آمارها به اینجا ختم نمیشود. بین 200 تا 300 ایرانی در کردستان عراق زندانی هستند که به خاطر مواد مخدر و به نام «هوشبر» دستگیر شدهاند!
    خضری هم اعتقاد دارد که با توجه به امنیت منطقه مرزی سردشت نیروی انتظامی و دستگاههای قضایی و امنیتی به راحتی میتوانند جلوی ورود مواد مخدر صنعتی به کشور را بگیرند، مواد مخدری که آتش آن دامان تمام کشور را گرفته و میگیرد!
    
    
    
    
    



تا کنون هیچ نظری برای این پست ثبت نشده

پاسخ خود را درج کنید