7 تا 10 نیازمند پیوند عضو هر روز فوت می کنند


با یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس درباره فرهنگ اهدای عضو در کشور و مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد به گفت‌وگو نشستیم. رسول خضری می‌گوید: هفت تا 10 نیازمند پیوند عضو در کشور هر روز فوت می‌کنند.
 
فردی که تا دیروز صدایش را می‌شنیدید روبه‌رویتان دراز کشیده و هیچ تکانی نمی‌خورد اما این پایان راه او نیست. اعضای بدن او که به همت تکنولوژی کار می‌کنند می‌تواند زندگی آدم‌هایی را که بین‌ بودن و نبودن به‌سر می‌برند تغییر دهد. آمارها نشان می‌دهد که از میان پنج تا هشت هزار مرگ مغزی که در کشور رخ می‌دهد فقط 655 مورد به اهدا می‌رسد درحالی که انتظار می‌رود 2هزار و 500 تا چهار هزار خانواده تصمیم به اهدای عضو عزیزشان بگیرند. جدای از خانواده‌هایی که توان عبور از بحران و تصمیم‌گیری سریع را ندارند، هماهنگ نبودن بیمارستان‌ها نیز مشکل دیگری است که عمل پیوند عضو را با چالش جدی مواجه کرده است. هم‌اکنون سیستم جامع و هماهنگی در همه بیمارستان‌های کشور وجود ندارد تا ضمن اطلاع از وجود بیمار مرگ مغزی، کارشناسان هماهنگ‌کننده به بیمارستان‌ها اعزام شوند. این مشکل در بیمارستان‌های شهر‌های بزرگ کمتر خود را نشان می‌دهد. با یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس درباره فرهنگ اهدای عضو در کشور و مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد به گفت‌وگو نشستیم. رسول خضری می‌گوید: هفت تا 10 نیازمند پیوند عضو در کشور هر روز فوت می‌کنند.

سابقه تاریخی پیوند عضو در ایران به چه زمانی برمی‌گردد؟ چرا در گذشته برای پیوند عضو فرد مرگ مغزی محدودیت وجود داشت؟

در سطح خاورمیانه هیچ کشوری به اندازه ایران در زمینه پیوند عضو تبحر و قدمت ندارد. پیوند قرنیه و پیوند کلیه دو عمل پیوند عضوی بوده است که در ایران از سال‌ها قبل انجام می‌شده، پیوند پوست هم که در بیشتر مواقع از خود فرد گرفته می‌شود در ایران درباره برخی بیماران سوختگی انجام شده است. در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر در جهان از درمان پیوند عضو بهره‌مند هستند و بقای تعدادی از این بیماران به بیش از 25 سال رسیده است. در این میان، مدت طلایی برای پیوند عضو تنها چند روز است، مساله‌ای که با گرفتن رضایت اهدای عضو از خانواده‌هایی که بیمار مرگ مغزی شده آنها کارت اهدای عضو ندارد، برای اعضای هماهنگ‌کننده اهدای عضو مشکل است. با این اوصاف با وجود گذشت چندین سال از تصویب قانون پیوند اعضا در ایران به دلیل پاره‌ای از مشکلات، آنچنان که باید از این مساله استقبال نشده است و این امر سبب شده تا با وجود توان بالای علمی و تخصصی در امر انجام پیوند اعضا، تیم‌های پیوندی با مشکلات زیادی به ویژه در زمینه پیوند از جسد مواجه باشند. در جهان از هر 100 تصادف یک نفر کشته می‌شود در حالی که در ایران از هر 10 تصادف یک نفر کشته می‌شود و از هر 100 مرگ نیز یک مرگ مغزی اتفاق می‌افتد و با توجه به این آمار ما در کشور شاهد بیشترین آمار مرگ مغزی نسبت به سایر کشورها هستیم. در حالی که آمار اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی در جهان 34 نفر به ازای یک میلیون نفر است این آمار در ایران 7/1 در میلیون است.

از چه راهی می‌توان فرهنگ اهدای عضو را در کشور درباره بیماران مرگ مغزی جا انداخت و درباره افراد زنده از چه راهی می‌توان برعکس این قضیه جلوی خرید و فروش عضو آنها را گرفت؟

پس از اثبات مرگ مغزی یک نماینده از قوه قضائیه که همان پزشک سازمان پزشکی قانونی است در مرحله آخر از خانواده رضایت اهدای عضو می‌گیرد و در آن موقع است که اهدای عضو صورت می‌پذیرد و مردم باید آگاه باشند که اگر پزشکی در بیمارستان به خانواده‌ای اعلام کند که بیمارشان دچار مرگ مغزی شده است این مساله را نباید بپذیرند چون به هیچ عنوان هیچ پزشکی حق ندارد و نمی‌تواند مرگ مغزی کسی را اعلام کند و اعلام کردن یک مرگ مغزی باید این مراحل‌ که عنوان شد را بگذراند. بهترین کاندیدا برای اهدای عضو افراد مرگ مغزی هستند، زیرا درباره افراد زنده‌ای که یکی از اعضای زوج مانند کلیه‌ها را اهدا می‌کنند؛ مشکلات بعدی ایجاد خواهد شد. فرهنگ‌سازی و آشنا شدن هرچه بیشتر خانواده‌ها با پیوند عضو از راهکارهای مهمی است که می‌توان امید داشت با استفاده از آن تعداد بیشتری از بیماران در انتظار پیوند زنده بمانند. در سطح دنیا برای این مساله فرهنگ‌سازی شده و افرادی که محبویت دارند مانند بازیگران و ورزشکاران با پیشقدم شدن در این امر خیر فرهنگ آن را جا می‌اندازند. یکی دیگر از مهم‌ترین علت‌های عدم رضایت خانواده‌ها این دلیل است که عنوان می‌کنند میت ما بدشکل می‌شود ولی باید آگاه باشند که برداشتن ارگان‌های بدن براساس جراحی بر روی یک خط عمودی از بالای جناغ سینه تا زیر ناف صورت می‌پذیرد و پس از برداشتن ارگان‌ها نیز با روش جراحی پلاستیک و بسیار منظم بدن دوخته می‌شود و این روش جراحی پلاستیک بسیار خوب نیز به دلیل احترام به میت که در مذهب ما به آن توجه بسیاری شده است صورت می‌پذیرد. درباره افراد زنده‌ای که عضوی از بدن را اهدا می‌کنند به جز در مواردی که برای یکی از اعضای خانواده باشد، با انگیزه مالی و در مقابل دریافت پول صورت می‌گیرد و باید مانع این خرید و فروش غیرانسانی شد هرچند در قانون محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. مساله‌ای که درباره اهدای عضو فرد مرگ مغزی و فرهنگ‌سازی برای آن در کشور ما ضرورت دارد این است که به مردم آموزش دهیم با اهدای عضو فرد مرگ مغزی توسط خانواده، احتمال اینکه او به واسطه این فداکاری و زندگی بخشیدن به انسان‌های دیگر آمرزیده شود بسیار بیشتر می‌شود و این کار نه تنها از نظر شرعی منعی ندارد بلکه امری پسندیده است. اهدای عضو می‌تواند باعث نجات چند انسان به صورت همزمان شود که البته تحقق چنین مساله‌ای نیاز به کار فرهنگی درازمدت دارد تا زمینه گرایش به چنین رفتار پسندیده‌ای افزایش یابد. باید از ابزارهای تبلیغاتی برای اشاعه فرهنگ اهدای عضو بیماران مرگ مغزی استفاده شود تا خانواده‌ها برای اهدای عضو فرزند یا عضو مرگ مغزی خود هوشیارانه تصمیم بگیرند. گسترش فرهنگ اهدای عضو بیماران مرگ مغزی نه تنها نجات عده‌ای انسان بلکه مشکل فروش اعضای بدن دلالان را نیز برطرف می‌کند و اهدای عضو در بسیاری کشورها دغدغه‌ای جدی است.

جدای از فرهنگ‌سازی برای خانواده‌ها در ساختار خود وزارت بهداشت و مراکز درمانی ما هم این آمادگی برای جلب رضایت خانواده فردی که دچار مرگ مغزی شده وجود ندارد. تشکیل تیم اهدای عضو در وزارت بهداشت نمی‌تواند به پیشبرد این مساله کمک کند؟

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما در زمینه اهدای عضو با پزشکان و پیراپزشکان است، زیرا اطلاعات آنان در زمینه مرگ مغزی پایین است و باید برای آنان آموزش‌های علمی و کارگاهی برای روزآمد‌سازی دانش پزشکی شان برگزار شود چون آموزش‌های اولیه اصلا کافی نیست. بیماریابی، انجام تشخیص‌های اولیه، اطلاع دادن به مرجع تخصصی پیوند و جلب رضایت خانواده بیمار و انتقال فرد مرگ مغزی به بیمارستان برای اهدای عضو از جمله مراحل اهدای عضو است. همه این مراحل در صورتی امکان‌پذیر است که تیم پزشکی بتواند از خانواده‌ها دوبار رضایت بگیرند، یک بار برای انتقال فرد مرگ مغزی به بیمارستان و در مرحله دوم، رضایت برای اهدا و پیوند عضو توسط متخصصان، وگرنه این اهدای عضو مشکل قانونی خواهد داشت. جدای از خانواده‌هایی که توان عبور از بحران و تصمیم‌گیری سریع را ندارند، هماهنگ نبودن بیمارستان‌ها نیز مشکل دیگری است و هم‌اکنون سیستم جامع و هماهنگی در همه بیمارستان‌های کشور وجود ندارد تا ضمن اطلاع از وجود بیمار مرگ مغزی، کارشناسان هماهنگ‌کننده به بیمارستان‌ها اعزام شوند. این مشکل در بیمارستان‌های شهر‌های بزرگ کمتر خود را نشان می‌دهد. دانشگاه شهید بهشتی، علوم پزشکی و وزارت بهداشت در عضو گیری افراد برای اهدای عضو پیشقدم هستند اما این تلاش‌ها کافی نیست. به نظر من رسانه ملی و سایر رسانه‌ها ظرفیت بسیار خوبی دارند که برای این کار انگیزه مردم را بالا ببرند و مخصوصا روی این مساله کار کنند که این کار به لحاظ شرعی منع و محدودیتی ندارد.

 

تا کنون هیچ نظری برای این پست ثبت نشده

پاسخ خود را درج کنید